هوش هیجانی (عاطفی)
در حقیقت راهی است برای زیرک بودن
همدلی است، درک این که اطرافیان شما چه احساسی دارند
یک نوع مهارت اجتماعی است، همراهی با مردم، مدیریت عواطف و احساسات در روابط و توانایی ترغیب و رهبری دیگران
هوش هیجانی (عاطفی) یا هوش اجتماعی شامل 4 مهارت است:
هوش عاطفی و شناخت احساسات خود
خودآگاهی و شناسائی نوع و شدت احساسات خود بخش مهمی از هوش عاطفی است. فردی که احساسات خود را به راحتی شناسایی میکند، واکنش سریعتری در برخورد با مسائل دارد. به عبارتی قدم اول در ارائه و استفاده از راهکارها برای مسائل زندگی شناسایی
احساسات است. در اغلب مسائل زندگی احساسات و عواطف ما دخیل هستند. بنابراین هوش عاطفی عمدتا با این مسائل درگیر است. و بخشی از آن که شناسایی نوع و شدت احساسات را بر عهده دارد، اولین مراحل را برای آماده شدن فرد برای اجرای مراحل بعدی طی میکند. تا زمانیکه فرد با تاخیر و با مشکل از احساسات خود سر در میآورد، امکان اداره و کنترل این احساسات نیز در او با تاخیر همراه خواهد بود. سرعت عمل در اجرای این مراحل بالا بودن هوش عاطفی فرد را نشان میدهد.
هوش عاطفی و کنترل احساسات
افرادی که هوش عاطفی بالاتری دارند، راحتتر از دیگر افراد احساسات خود را کنترل میکنند. قدرت بیشتری برای تحت اختیار درآوردن عواطف خود دارند و اجازه نمیدهند عواطف آنها بیش از حد لازم و در سطح افراطی عمل کند یا پسروی عاطفی داشته باشند. آنها برای کنترل احساسات خود شگردها و مهارتهای زیادی را میدانند و در اکثر موارد با سرعت عمل از این مهارتها و شگردها استفاده میکنند. آنها را به راحتی خشم خود را کنترل کرده و آنرا در مسیر درست برای تخلیه و رسیدن به نتیجه مناسب هدایت میکند. زود و نابهنگام مضطرب نمیشوند و در این موارد میدانند که چگونه باید آرامش خود را حفظ کنند.
هوش عاطفی و شناخت احساس دیگران
افرادی که از هوش عاطفی بالایی برخوردارند، علاوه بر اینکه احساسات خود را به خوبی میشناسند در شناخت احساسات دیگران نیز عملکرد خوبی دارند. این مهارت موجب میشود که فرد بتواند دیدگاه و نظر افراد دیگر را از لحاظ احساسی درک کند و به عبارتی بتواند خود را به جای او بگذارد. داشتن چنین مهارتی
موجب میشود که فرد بتواند روابط خود را به بهترین وجهی اداره کرده و سازمان دهد.
هوش عاطفی و روابط اجتماعی
افرادی که از هوش عاطفی بالاتری برخوردارند، از لحاظ روابط اجتماعی بسیار موفق هستند. آنها به راحتی روابط خود را برقرار می کنند، میتوانند با مهارتهایی که دارند، این روابط را حفظ کرده و تحکیم بخشند. آنها در روابط خود راحت، فاقد اضطراب و خونگرم عمل میکنند و دیگران را نیز به راحتی میپذیرند. افراد دیگر در ارتباط با این افراد احساس راحتی و آرامش میکنند و معمولا تمایل بیشتری برای ادامه ارتباط با این افراد دارند. در حالی که افرادی که دارای هوش عاطفی پائینتری هستند، در روابط ، سرد و خشک ارزیابی میشوند و اغلب روابط آنها در همان مراحل اولیه با شکست مواجه میشود
هوش عاطفی کاربردهای زیادی برای رضایت بخشتر کردن زندگی افراد دارد. بطوری که تحقیقات نشان میدهد رضایت از زندگی در افراد با هوش عاطفی بالا بیشتر است. هوش عاطفی پائین در اغلب موارد ریشه اصلی مشکلاتی است که برای فرد پیش میآید. ناتوانی در برقراری روابط اجتماعی ، پیوند زناشوئی مناسب ، سلامت روانی در معرض خطر و... از جمله این مشکلات هستند.
نمونه های وجود دارد که باعث عدم استفاده از هوش هیجانی (عاطفی) خواهد شد :
ترس و نگرانی، تصویر منفی از خود، توقعات غیر واقعی از زندگی و سرزنش دیگران. بنابراین زمانی که این موانع به وجود می آید و هوش هیجانی (عاطفی) مورد استفاده قرار نمی گیرد، حرکات افراد به سمت موفقیت متوقف می شود
پس نتیجه می گیریم که هدف از تقویت هوش هیجانی (عاطفی)، آگاهی از احساسات و تربیت آن ها برای غلبه بر موانع زندگی است
بهبود هوش هیجانی: ده پیشنهاد مهم
1-از نظر عاطفی مودب باشید. به احساسات خود نامی بدهید به جای این که به مردم یا موقعیت ها نامی بدهید یا برچسب گذاری کنید
به جای اینکه بگویید این مسخره است بگویید احساس بی قراری می کنم
به جای اینکه بگویید مثل یک احمق رانندگی می کنید بگویید من احساس ترس می کنم.
. بین افکار و احساسات تمیز قائل شوید.
افکار: من احساس می کنم دوست دارم ... من احساس می کنم گویی که ... من احساس می کنم که اون ...
احساسات: من احساس می کنم
2-بین افکار و احساسات تمیز قائل شوید.
افکار: من احساس می کنم دوست دارم ... من احساس می کنم گویی که ... من احساس می کنم که اون ...
احساسات: من احساس می کنم.
3. مسئولیت بیشتر احساسات خود را تقبل نمایید.
مثال:
من احساس حسادت می کنم در مقابل تو باعث می شی من حسود بشم.
احساسات خود را انالیز کنید به جای اینکه رفتار و انگیزه های مردم را انالیز کنید. اجازه بدهید احساسات شما به شما در شناسایی نیازهای عاطفی برآورده نشده تان کمک کند.
4-.توصیه نکنید - دستور ندهید - انتقاد نکنید - قضاوت نکنید - برای دیگران سخنرانی نکنید..
به جای آن سعی کنید به آن ها فقط گوش دهید همراه با همدلی و بدون قضاوت
5- از تعامل با کسانی که شما را بی ارزش می کنند اجتناب نمایید.
اگرچه این کار همیشه ممکن نیست حداقل سعی کنید فرصت کمتری را با آنان سپری نمایید یا اجازه ندهید آن ها قدرت روان شناسی خود را بر شما سوار نمایند.
6-از دیگران بپرسید چه احساسی دارند از خط کش صفر تا ده استفاده کنید.
روی احساسات خود رفلکشن داشته باشید
7-ترس ها و ارزوهای خود را شناسایی کنید
نیازهای عاطفی برآورده نشده خود را شناسایی نمایید.8
9-احساسات خود را بیان نمایید - ببینید چه کسی گوش می دهد - می فهمد - اعتبار می بخشد و اهمیت می دهد
جرات خود را بیشتر کنید و اعتماد به نفس خود را برای پیروی از احساسات را توسعه دهید.
روی مدیریت احساسات منفی خود کار کنید.10-
احساسات منفی شما همان نیازهای عاطفی براورده نشده شماست